العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

157

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

آداب مستحبه است ولى احتياط عمل به همه آنها است تا ميسر شود . دميرى در حياة الحيوان گفته : در شرح كافيه است فروش اسب بكفار حربى مانند اسلحه جائز نيست و بد است گردن بند زه كمان چون پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله از آن نهى كرده و ببريدن گردن بندهاى اسبان فرمان داده كه مالك گفته براى چشم زخم بوده . و ديگرى گفته براى آن بوده كه به آن زنگ مىآويختند ، و ديگران گفتند براى آنكه در دويدن تند خفه ميكردند ، و بسا كه مقصود خود زه كمان باشد نه بندها و رشته‌هاى ديگر ، چنانچه زه كمان شيوه دوران جاهليت آنان بوده . و گفتند : مقصود اينست كه با اسبها خونخواهى نكنيد و آنها را براى انتقام ندوانيد . و در شفاء الصدور از ابى سعيد خدريست كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود به روى دواب نزنيد زيرا هر چيزى تسبيح گو است بسپاس خدا و از ابن مسعود روايت است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : چون دابه شما در بيابانى گريزان شد بايد فرياد زند « اى بنده‌هاى خدا آن را باز داريد » زيرا خدا عزّ و جلّ را در زمين جلوگيريست كه آن را باز دارد . و طبرانى در معجم اوسطش از حديث انس آورده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : چون بنده و دواب و كودكان شما بدخو شدند در گوش آنها بخوانيد أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ، 83 - آل عمران سپس گفته : بر دارنده دواب واجب است بدانها خوراك و آب دهد چون جان احترام دارد . و در صحيح است كه « زنى عذاب شد براى گربه‌اى » و اگر نچرد بايد به دو خوراك و آب دهد تا اندازه سيرى نه تمام سيرى ، و اگر بچرد بايد او را رها كند تا بچرد و سيراب شود به شرط آنكه درنده نباشد و آب باشد ، و اگر هم ميچرد و هم خوراك مىخورد مخيّر است ميان آنها و اگر يكى از آنها پس او نيست هر دو بر او واجبند